با خانواده همسرم ارتباطمو بکلی قطع کردم(بارها از دست فامیلش،خانوادش و حتی خودش بشدت ناراحت شده بودم و دیگه تحمل نداشتم) مادرش یکسال و نیم شدیدا درگیر بیماری بود،اصلا نرفتم،اما هر مشورتی که همسرم نیاز داشت بهش دادم و کاملا کنارش بودم(در مورد پزشکای مادرش تحقیق کردم،هر کاری که واسه شرایطشون بهتر بود انجام دادم،البته بصورت مشورت فکری)بعد مادر همسرم فوت کرد،من نرفتم و همسرم تنها شرکت کرد و الان هیچ مشکلی با هم نداریم،البته همسرم چند بار ازم خواست که آشتی کنیم و من رد کردم