خيلي دلم پره نميدونم به كى درد دلمو بگم .. ميدونم هر زندگيي يه بديي داره ولى واقعا من بدجورى دلم شكسته ، شوهر من دقيقا از اون مرداست كه همه براش مهم تر از زن خودش هستن دقيقا هم همين رفتارو با مامان خودشم داشت .. يه يجوريه كه اصلا قدر دون كسى كه واقعا دوسش داره و بهش محبت ميكنه نيست هر كارى براش ميكنم يخورده هم به چشش نمياد و رفتاراش با من خيلي بي تفاوته نه ناراحتى من براش مهمه نه غصه ى كه ميخورم نه چيزي فقط خدا نكنه يه ادم غريبه ناراحت باشه انقد خودشم باهاش ناراحت ميشه و غصه ميخوره كه نگو
حتى اگه اون شخص بهش بدى كرده باشه و حقشو خورده باشه باور كنيد به حالش بيشتر ناراحت ميشه تا من
قبل ازدواج با من اينجورى نبود الان روز به روز اين حالتش داره بدتر و بدتر ميشه اصلا رفتاراش با من پر نفرته واقعا چن ماهيه حس ميكنم دوستم نداره ديگه چون اصلا براش مهم نيستم اصلا ..
همين رفتارارو قبل ازدواج با مادر خودشم ميديدم ولى من احمق ميگفتم چون مامانش با يكى ديگه ازدواج كرده و زندگى خودشو داره اينم باش اينجورى شده
فكر ميكردم اگه ازدواج كنيم قراره همه چي بهتر شه قراره بتونم جبران كنم ناراحتيايه زندگيشو ولى هى ..
ادم عصبيي نيست ولى اينكه ادمى كه دوسش دارى انقد نسبت بي تفاوت باشه واقعا ناراحت كنندست
وقتي بقيه زنارو ميبينم كه چقدر شوهراشون هواشون رو دارن چقدر بقيه مردا بودن زنشون كنارشون براشون مهمه كل وجودم پر غم و غصه ميشه چون ميدونم شوهرم اينجوري نيست با من ..
دوست دارم فقط از زندگيش برم تا چشاشو باز كنه بفهمه چقدر يكى تو زندگيش هواشو داشته و دوسش داشته و خودش قدر دونى نكرد 🙂