غروب روز جمعه بود رفت تو حمام از تو حمام داد زد گفتم چخبره داد نزن همونجوری وسط دوش گرفتن از حمام اومد بیرون هلم داد دستشو گذاشت زیر گلوم و بعد با همه قدرتش زد تو گوشم.ده دقه نگذشت که اومد معذرت خواهی کرد اما من نمیتونم اون لحظه رو فراموش کنم سه شبه که تو صورتش نگاه نمیکنم الانم اومدم تو اتاق تو تاریکی دراز کشیدم و تمام وجودم پر از بغضه پر از حرفای نگفته
حیف اعصاب و روان قشنگم نیست با توی بی مغز بحث کنم؟خلم من؟ 😂 وقتی داری تیکه تیکه میکنی خودتو از فشار یه باشه بهت میگم و 💩 میشی پس به کامنت من نظر احمقانتو ریپلای نکن🦦👩🦯
خب بچها منم به ارزوم رسیدم بلخره بیبیم مثبت و باردارشدم(مامان دوتا فرشته کوچولو)ولی خب تو هفته های پایین قبل از شنیدن صدای قلبشون خدا اونارو ازم گرفت🙂ولی ناامید نمیشم اونا بااومدنشو امید زندگی رو ب قلب من اوردن من بازم تلاشمو میکنم شمام برام دعا کنید 🙏♥️♥️🙂۱/۲/۰۳ من ددباره مامان شدم🥺
منم یه بار درو سفت کوبیدم شوهرم با لگد کوبید بهم😑ده دقیقه نشد شروع کرد به التماس کردن انقدر عذرخواهی کرد گفتم ازت طلاق میگیرم گفت مگه من تورو ول میکنم اون لحظه پر از نفرت شده بودم دلم میخواست بمیرم بعضی موقع ها یادم میوفته دلم میشکنه بغض میکنم