وقتی شوهرم اومد خواستگاری هم خودش هم خاحوادش شروع کردن به وعده و دروغ و چاخان که پسرمون همه چی داره و همه جوره پشتشیم و اخلاقش معروفه به خوبی و ما پولداریم و یه جورایی خودشونو ایده آل نشون دادن ..تو نامزدی هم خیلی بهم رسیدن و کادو و توجه ...اما همین که عقد کردم خاحوادش پشتمو خالی کردن و فهمیدم باید برم تو بدترین خونه مستاجری و شوهر بیکار ..و خانواده شوهری که همه داراییشونو خرج خودشون میکنن و ملک و املاک رو میعروشن و میخورن ..اخلاق هم به شدت عصبی و پرخاشگر که با خاحوادم قطع رابطس بدون هیچ دلیلی