من مشکل افسردگی ندارم ، من ناراحت نیستم
من هیچیم نیست اما چیزی از جند ماه پیشم یادم نمیاد ، اونم به خاطر یه مریضی ای که نمیدونم یهو از کجا پیداش شد
رفتم درموردش با یکی حرف بزنم ولی دیدم من هیچکسو ندارم
من هیچکسو ندارم که باهاش حرف بزنم
از دیگران انتظار کمک و دلسوزی ندارم ازین چیزا متنفرم آدمیم نیستم به بقیه وابسته باشم ولی گاهی اوقات امکان کنترل ذهن و احساسات رو نداری
نمیتونم خاطراتم رو تجسم کنم انگار یه جایی گیر افتادم
نمیخواستم چنین تاپیکی بزنم و چنین چیزی رو عنوان کنم اما..
خواهش میکنم برای من دعا کنید، صلوات بفرستید شاید خدا دعای شما رو پذیرفت:)))))))