امروز دخترعمم نشسته بود بغلم پسرمم رو پام بود یهو گفت انگار این کره. با تعجب گفتم کی؟ گفت بچتو میگم گفتم تو غلط کردی که بچه من کره. پسرم به این خوبی. یهو گفتم شوخی کردم بعد اشاره کرد به خواهر بزرگترش گفتم اینم کره هیچوقت خدا هیچی نمیشنوه. منم دیگه حرف نزدم با اونیکه دخترعمم مشغول شدم. کلا این همینه حرف های نامربوط هر وقت من میبینمش میزنه. حالا خوبیش اینکه ۴ سال از من کوچیکتره من جوابشو میدم. اصلا پیش خودم دارم فکر میکنم این چ حرفی بود زد یهو بی مقدمه.. خیلیم با پسرم بازی میکنه. نمیدونم واقعا بعضی ها چ فکری میکنن یهو ی چیزی میپرونن خدا رو شکر سالی ۳ و ۴ بار نمیبینمش. این چند روزم مراسم بود همش تحملش کردم حرف های بد دیگه هم زد که من همینجوری جواب شو میدادم بعد میگفت شوخی کردم. شما از آدمها اطرافتون دیدی؟
یهو اومده بغل من نشسته میگه بچه ات کره. اصلا این حرف بود؟ یا شوخی بود؟😐