2777
2789
عنوان

سیلی خوردم

5856 بازدید | 96 پست

امروز شوهرم بعد سه روز از خونمون که دوره 

اومد خونه بابام 

بعد من با شوهرم ین جزعی ناراحتی داشتیم 

سر سفره یه دفعه بابام یه سیلی خیلی مهم بهم زد 

فردا هم آزمون دارم 

شوهرم قهر کرد رفت 



منم الان دارم گریه میکنم 

جلو شوهرم و مامانم سیلی زد 

به قران انگار منو برق گرفت 


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

😐 چرا

تکیه به عرش داده ای به این زمانه خیره ای چه قلب های سوخته چه روزگار تیره ای خیره به پست تر شدن خیره به خیره سر شدن خیر به حمله ور شدن خیره به خون جگر شدن به این همه فراعنه به برده داری نوین به خوردن تن جنین به این قساوت زمین مدرسه های بی پناه دخترکان بی گناه بیا کمک رسیده آه سنگدلان روسیاه دریده گان پر غضب دهان نجس و بی ادب مریض و واجب المطب قماش تجزیه طلب پشت به ساحت وطن در التماس اهرمن نمیزنی چرا بزن آه وطن وطن وطن صبر چگونه میکنی بر این همه جفا علی بغض چگونه میخوری یاد بده به ما علی

همینطوری یهو جو گرفت برا دل خودش زد؟ دیوونس؟ 

دیدی آن شب چه شد؟😔 پدر دیگر بیدار نشد... در گوشه ی تاریک و حزن آلود خانه... دیدی پدرم چشم بست؟ بی خداحافظی، بی حرف، بی پند و ناگهانی؟ دیدی فرزندانش را؟ سیمای غمگین دخترش را؟دیدی غم چشم پسرانش را؟ دیدی نفس در سینه حبس بود؟ چشمان در تمنای اشک بود؟ دیدی غم آسمان را؟ قطرات اشک بالا را؟ دیدی سکوت پرندگان را؟ ناله ی دلگیر باد را؟ دیدی که دیگر حرفی برای گفتن نبود؟ فقط اشک بود و اشک بود؟ دیدی که روز به سیاهی شب بود؟ آفتاب به سردی یخ بود؟ دیدی که دیوار ها را تاب ایستادن نبود؟ شمع را جان سوختن نبود؟ زیرا که دیگر عشق نبود🖤گرما نبود😭پدر نبود... 😔😔
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز