2777
2789
عنوان

خاطرات

30 بازدید | 5 پست

میام و اینجا می‌نویسم تا یادم نره .. هر موقع هم یادم رفت و دوباره ساده و مهربونم شدم بیام و بخونم . اینکه مهربونم بودم و خر فرضم کردن . فک کردن هرچی بگن هیچی نمیگم و راحت میشه ازم استفاده کرد ولی لعنتیا من فقط میخواستم آدم باشم . خوب باشم .. نفهمیدم همه کاراتون فریب و دروغه. روبه روم باهام خوبن و پشت سرم همه حرفی میزنن . مگه من بد کردم ؟ جز این بوده که احترام گذاشتم ؟ جز این بوده که دلسوزی کردم ؟ فک کردم شما هم مثه من ساده و مهربونین و دنبال حاشیه نیستین ولی واقعا حماقت کردم . تازه دارم میبینم چه خنجر هایی که از پشت نخوردم چه حرف هایی که پشتم نزدین .. احترام زیاد گذاشتم و احترامی ندیدم . دیگه بسه ، منم مثل خودتون میشم . تظاهر میکنم که باهاتون خوبم ولی از درون دیگه بهتون اعتماد نمیکنم . همه اعتمادم شکست .. اعتماد نمیکنم دیگه فریب نمی‌خورم . از الان به بعد دوستی ظاهری و نمایشی و از درون دیوار میکشم و اعتماد نمیکنم . زبون به دهن میگیرم که بخوام از خودم حرفی بزنم . که بخوام جلوی شما خاکی باشم و خودم باشم . ن دیگه اعتماد نمیکنم .. اینو می‌نویسم که اگه روزی خواستم پا کج بزارم دوباره ببینیمش و یادم بیاد کار هاتونو . دیگه نمیبخشم . دیگه تمومه ، دیگه جلوتون خودم نیستم . دیگه فریب نمی‌خورم .  


پی نوشت : مخاطب حرفام خانواده شوهرمه که جلوم دوست و پشتم دشمنم بودن . 

خدایا به هرکس اون چیزی رو ببخش که براش مثل یه معجزه می مونه ..🤍

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108