قبلا گفته بودم بیشتر روزا بعد از مدرسه میاد خونه ما و من باهاش درس کار میکنم و اونم بدلیل بارداریم تو کارهای خونه یه کم بهم کمک میکنه
تو تاپیک های قبل گفتم که ۱۲ سالشه و رفتاراش اصلا متناسب با سنش نیست
دوست پسرش همیشه میاد جلو خونمون دنبالش و دخترخواهرشوهرم ۱۰ ۱۱ شب برمیگرده خونه و مادرشم آخرشب میاد دنبالش ۱۲ یا ۱
حالا به من اصرار داره که فرداشب که میاد اینجا به مادرش زنگ بزنم که اینجا بمونه چون پنج شنبه هم که تعطیله
گفت مثل اینکه میخواد بره مهمونی جایی با دوست پسرش
منم گفتم نه نمیشه به هیچ وجه
اونم رفته خودسر به مادرش گفته زندایی اصرارداره من شب اونجا بمونم چهارشنبه، خودمم خیلی دوست دارم مادرش هم با کمال میل قبول کرده
الان من موندم بین منگنه اصلا نمیدونم چیکار کنم
دوستاشم هیچکدوم آدمای درستی نیستن اهل دخانیات و ایناهم هستن خودشم که چی بگم واقعا
قبلا هم گفته بودم رفتاراش چجوریه مادام تو سایت های مبتذل میچرخه
و بخاطر بی توجهی پدر و مادرشه که هیچ وقت نیستن و درگیر کارشونن
مادرش یا مطبه یا بیمارستان پدرشم اکثروقتا اصلا ایران نیست که بخوان حواسشونو بدن به این بچه