شوهرم خیلی درگیر کار و استرس و چک و قسط وبدهی شده، گاهی وقتا اخلاقش خیلی وحشتناک میشه، الکی گیر میده بمن داد میزنه حرفای ناجور بارم میکنه، دلمو میشکنه اشکمو درمیاره، دعوامون میشه بچم میترسه، بعد فرداش میاد انقد معذرت خواهی میکنه و بوسم میکنه میگه وقتی اعصابم انقد خرابه جوابمو نده اصلا، هرچی باش حرف میزنم اصلا فایده نداشته
ولی من دیگه حس میکنم انگیزه ای برا شاد بودن و محبت کردن بهش ندارم، افسرده و خسته شدم.. دیروز بعد مدتها حس کردم حالم خوبه،با تلقین البته... کلی بهش محبت کردم بهش رسیدم کاراشو کردم با حال خوب فرستادمش سرکار، شب که برگشت با فحش جوابمو داد، باز امروز معذرت خواهی...
حس میکنم خیلی افسردم...دیگه خسته شدم