بچه ها خواب بودم حدود ساعت های سه و خورده ای بود خواب دیدم توی یه جایی نشستم مثل خونه بود ولی کلاس درس بود بعد یهو استادی که داشتیم یهو بهم گفت برو در اصلی سالن رو ببند بعد در کلاس رو باز کردم که برم سمت در سالن دیدم خیلی تاریکه کفش هام رو پوشیدم برم یهو یه صدایی توی همون تاریکی بلند شد صدای زن بود ولی هیچ کس اونجا نبود یهو برگشتم بیام داخل به بقیه بگم همینطور که داشتم میگفتم یه صدایی شنیدم یهو چشمم به صورت ترسناک همون زنه افتاد سریع از خواب پریدم ولی همش حس میکردم یکی بیخ گوشمه قبلش هم خواب دیده بودم که یکی کنار گوشم همش داره اذیتم میکنه ....
یعنی کلا از اتاقم ترسیدم چند وقت یکبار حس میکنم یکی تو اتاقمه....