. اول اینو بهتون بگم مادر بزرگم و خاله هام خیلی بامامانم بد برخورد میکنن
ازینطرف مامانم سرمن خالی میکنه... همیشه هم اینطوری نیست.. ولی بعضی مواقع ک رفتار بدی داره دلم میشکنه
دوست داره منو نامزدم بجون هم بیوفتیم... بعد بمن بگه باید خدا از سرت در بیاره.....
در حالی ک من بیشتر اوقات تو اتاقمم درس میخونم زیاد نمیبینمش
فقط دوست داره منو ضربه کنه.. بگه تو خیلی چهرت از من پیر تر نشون میده تو جا مادر منی.. در حالی که اصلا اینطور نیست.. وقتی یبار تو فروشگاه اقاهه بهش گفت مادر این لباس هم براتون بیارم، ؟ ناراحت شد ازون مغازه خرید نکرد
هربار از خواب های خوبی که میبینم براش تعریف میکنم مثلا میبینم توی آب زلالی وایسادم... بمن میگه تعبیر خوبی نداره
فقط دوست داره اینو برسونه تو زشتی من خوشگلو جونم... درحالی ک بخاطر زشتی های صورت ایشون من زش شدم..
وقتی بهش میگم نامزدم بخاطر من فلان کارو کرد.. حرص میحوره
بین منو برادرم فرق میزاره...