دوتا به ظاهر دوست داشتم
خیلی دوسشون داشتم دلم خوش بود به بودن باهاشون به رفاقت باهاشون
اینا ولی هرکاری واسه پیچوندن من کردن
منو نادیده گرفتن
من تنها بودم
با اونا حس خوب پیدا کرده بودم خودشونو از من دریغ کردن
الان هم منو هاید کردن مشخصه قشنگ باهم میرن بیرون
خدا شاهده هیچ کار اشتباهی از من سر نزده
ولی دلیل این رفتار هاشون رو نمیدونم
فقط قلبم شکسته
این قلب شکستن من گناه حساب میشه یا اینکه حق طبیعی خودشونه میتونن آدمای اطراف شون رو حذف کنن