الان اولین بارم بود تنها بیرون رفتم که وارد کنار خونمون بشم که کلا ۲ دقیقه تا خونمون یهویی یه مردو دیدم پارک خالی بود چون ضهره مرده سوار ماشین بود صدام زد آدرس پرسید منم ترسیدم از دور گفتم اونور پارکه تقریبا یه راه داشت که مرده سوار ماشین بود دیدم همونجا واستاده خیلی ترسیدم راهی هم نداشتم برم یهو یه خانم دیدم و بهش گفتم داستانو و منو تا خونه رسوند ولی مرده دنبالمون اومد و خونمونو دید تا چند صانیه پیش تو کوچه بود بعد سر کوچه هست و کسی خونه نیست کوفتم شد