2777
2789
عنوان

پنج ماه گذشت.. 💔😔

292 بازدید | 11 پست

باورم نمی شه بعد پنج سال اینطورراحت گذاشتم کنار... . 

چه ساده فراموشت شدم، انگار از اول نبودم.. 

مگه من همون کسی نیستم که ،

هرشب ساعت ها باهام حرف می زدی...؟

خدا به یکی عین خودت دچارت کنه.. 

تا دلت نشکنه و عین من از دنیا نبری و هر لحظه اشک تو چشمت نباشه آروم نمیشم.. ازخدا میخوام هیچوقت آروم نگیری همیشه به دنبال آرامش بدویی..💔

.تنهایی یعنی این سکانس...💔توی قسمتی از فیلم "رستگاری در شائوشنگ"، پیرمردی به اسم بروکس بعد از ۵۰ سال از زندان آزاد شد، برگشت به شهرش ولی هیچی دیگه مثل قبل نبود. این آزادی براش تلختر از زندان بود.چند روز بعد مثل همیشه از خواب بیدار شد، دوش گرفت، بهترین لباسش رو پوشید، عطر مورد علاقهاش رو زد. رو یه چهارپایه رفت و با یه چاقو روی دیوار خونهاش نوشت : بروکس اینجا بود...و خودش رو از سقف همون خونه، برای همیشه رها کرد.بروکس اون جمله رو نوشت چون کسی دیگه نبود بفهمه که "من اینجا بودم..."مثل خیلی از ماها که وسط شلوغترین روزا ته دلمون خالیه و منتظریم یک نفر بیاد، مارو بفهمه، پیشمون بمونه.ما هم اینجاییم.همین حالا.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

حق داری ناراحت باشی 

 حق داری دلت میترکه از نبودنش 

 ولی چ طور میتونی واسه کسی ک عاشقشی دعایی غیر از خیر کن 


مگنه درد اون درد تو هم هست؟ 

عشق نیرویی هست ک کارها را آسان میکند .مشکلات را حل میکند.و راهها را نزدیک میسازد . 

تاپیک قبلتو خوندم رابطتون مجازی بوده طرف این همه مدت عکس فیک بهت نشون داده گفته خودمم😐آیاازدست دادن همچین رابطه ای غمناکه؟😑😑😑

منو ممد یه تیمیم بدون هم یَتیمیم🤝🏻🗿😘هربژی کورد🦁💚

تاپیک قبلتو خوندم رابطتون مجازی بوده طرف این همه مدت عکس فیک بهت نشون داده گفته خودمم😐آیاازدست دادن ...

5سال زندگیمو احساسمو براش گذاشتم.. 

.تنهایی یعنی این سکانس...💔توی قسمتی از فیلم "رستگاری در شائوشنگ"، پیرمردی به اسم بروکس بعد از ۵۰ سال از زندان آزاد شد، برگشت به شهرش ولی هیچی دیگه مثل قبل نبود. این آزادی براش تلختر از زندان بود.چند روز بعد مثل همیشه از خواب بیدار شد، دوش گرفت، بهترین لباسش رو پوشید، عطر مورد علاقهاش رو زد. رو یه چهارپایه رفت و با یه چاقو روی دیوار خونهاش نوشت : بروکس اینجا بود...و خودش رو از سقف همون خونه، برای همیشه رها کرد.بروکس اون جمله رو نوشت چون کسی دیگه نبود بفهمه که "من اینجا بودم..."مثل خیلی از ماها که وسط شلوغترین روزا ته دلمون خالیه و منتظریم یک نفر بیاد، مارو بفهمه، پیشمون بمونه.ما هم اینجاییم.همین حالا.

حق داری ناراحت باشی   حق داری دلت میترکه از نبودنش   ولی چ طور میتونی واسه کسی ...

اگه حرفایی که بهم زده بود رو می گفتم شاید نظرت این نبود 💔

.تنهایی یعنی این سکانس...💔توی قسمتی از فیلم "رستگاری در شائوشنگ"، پیرمردی به اسم بروکس بعد از ۵۰ سال از زندان آزاد شد، برگشت به شهرش ولی هیچی دیگه مثل قبل نبود. این آزادی براش تلختر از زندان بود.چند روز بعد مثل همیشه از خواب بیدار شد، دوش گرفت، بهترین لباسش رو پوشید، عطر مورد علاقهاش رو زد. رو یه چهارپایه رفت و با یه چاقو روی دیوار خونهاش نوشت : بروکس اینجا بود...و خودش رو از سقف همون خونه، برای همیشه رها کرد.بروکس اون جمله رو نوشت چون کسی دیگه نبود بفهمه که "من اینجا بودم..."مثل خیلی از ماها که وسط شلوغترین روزا ته دلمون خالیه و منتظریم یک نفر بیاد، مارو بفهمه، پیشمون بمونه.ما هم اینجاییم.همین حالا.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز