یه دختر دارم الانم باردارم وپسره خیلی خوشحالم ک جنسم جور شد ی پسر باموها وچش وابروی مشکی میگن ب خاله بزرگش وعمه کوچیکش رفته برام مهم نیس مهم سلامتیه محمد امینمه
خیلی کوچولوعه وقتی لباساشو تنش میکنم شبیه عروسک میشه ودخترم همش بغلش میکنه
دیگ اصلا ب گذشته وحرفای بدشون فک نمیکنم ب آینده ی دختر وپسرم فک میکنم ک قراره بزرگ بشن وپیشرفت کنن
فک کنم ازاون مادرا بشم ک پسرم اول از همه دوس دخترشو بمن معرفی کنه
پسرم آرومه دقیقا مث خواهرش
این روزا ی حس ارامش عجیبی تودلمه
اینکه بالاخره حسرت ی چیز تودلم نموند
اینکه هردوجنس رو تجربه کردم
اینکخ خدا واقعا دوسم داره
دیگ براممهمنیس اونجا چی میگذره چون وقتی اسمپسراشونو صدا میکنن قلبم نمیلرزه
دیگ بااسترس نمیخوام
خدایا شکرت ک بهم ی پسر سالم وزیبا دادی