دختری مذهبی تو دانشگاه عاشق استادش میشه که تازه از خارج اومده بود
خانواده هاشون ناراضی بودن چون خانواده دختر مذهبی و خانواده پسره کاملا متفاوت با اونا بودن
داداش دختر از قبل با خواهر همین پسر دوست بوده و شب خواستگاری دختره میبینه که اینا همون خانواده هستن ولی کسی نمیدونسته این موضوع رو
با کلی مخالفت دختره به عشقش میرسه و یک ماه صیغه بودن که بعدش عقد دائم کنن داشتن جهیزیه میچیدن تو خونشون که پسره نمیدونم چرا میذاره میره خارج
حالا دختره ده ساله که تنها و افسرده هست و تردش کردن
از اونطرف تو این ده سال برادر دختر با خواهر پسره ازدواج کرد ...
حالا یه روز دختره میره خونه داداشش میبینه عه عشقش برگشته ولی ازدواج کرده و با خانمش برگشته ایران
کسی میدونه اسم رمان چیه