یکی از شبه های ماهوره زدم از بی خوابی دیدم چهار خونه داره نشون میده خیلی دلم گرفت خیلی دلم برا خونوادم تنگ شدم داشتم فک میکردن اون سالها ک اینو میداد مامان بابام چند سالشون بود نمیدونم چرا فیلم های قدیمی
وقتی نگاه میکنم اصلا دلم میگیره
نمیدونم چرا اصلا انگار این گذر زمان دوس ندارم.بزرگ شدن دوس ندارم از دیدن پیر شدن متنفرم وقتی میبینم با خودم میگم معلوم نیس ده سال دیگه ما چی باشه پدر مادرم
دیونه میشم از فک کردن 😐نصفه شبی زده ب سرم