سر یه بیرون رفتن ساده کلی میرینه بهم،خب من که کسیو ندارم خودش یکسره سرکاره،۲ و نیم شب میاد که خسته و کوفتس فرداش هم تاظهر خوابه، کلا ماهی ۲ بار تعطیل میکنن و فرصت میشه یه دوری بزنیم
تو تاپیک قبلیم گفتم، خودش که خیلی برام وقت نمیزاره منم زیاد تنها بمونم دوباره افسردگیم برمیگرده و حالم بد میشه، ولی واقعا در حد خیلی معمول یا حتی کمتر از معمول میرم بیرون، در ماه فوقش دوبار خونه دوست و رفیق یا عروسی چیزی،گاهی هم خونه مامانم یه دوساعتی میشینم و برمیگردم خونه ،تفریحی هم ندارم همین که دوساعتی بشینم یه حرفی با مامانم بزنم بسمه
ولی شوهرم کلی اعصاب خوردی در میاره که بشین خونت بسه دیگه نمیخاد جایی بری بیکاری مگه،امشب از خونه دوستم اومد دنبالم تا خود خونه فقط غر میزد که اینجا رفتی چیکارکنی بسه دیگه،گفتم جای بدی نرفتم که(دوستم بدون هیچ اغراقی دختر خیلی خوبیه)دوساعت بیشترهم ننشستم،الان چند روزه یکسره خونم هیجا نرفتم توقع داری یکسره خونه نشین شم هیچکسو نبینم هیج جایی هم نرم خیالت راحت میشه؟ گفت آره راحت میشه