میخام بگم امشب چیشد و شما بگید دلیلشو اگ میفمید.
از وقتی شوهرم استخدام یه جای خیلی خوب شده اکثررررر فامیل شرو کردن ب حسودی. ینی اصن از طرز حرف زدنشون پیداس ک حسودی میکنن.
فقط یکی از خاله هام خیلی باهام خوب بود. تنها کسی بود ک باهاش راحت بودم و رابطه خوبی داشتیم.
قبلش بگم ک ما چن تا دختر خاله ایم ک همه تقریبا باهم ازدواج کردیم. امشب همین خالم مهمونی شام گرفت و علاوه بر خودمونی ها، پدر شوهر و مادرشوهر های دختر خاله هامو دعوت کرد، بغیر از مال من. اصلااااا نمیفهمم چرا. ینی ما هیچ مشکلی باهم نداشتیم. بنظرتون چیه!؟
اصلا حالم گرفته شد امشب