2777
2789
عنوان

مزاحم

169 بازدید | 15 پست

اقا من دیروز داشتم از کلاس برمیگشتم...تا یه تاکسی گیرم بیاد طول کشید چون از مسیرش زیاد تاکسی رفت و امد نداشت...خلاصه من دیدم یه پراید مشکی با شیشه های فوق دودی  وایساده اونطرف خیابون ...راننده زل زده به من...اولش فکر کردم یه مزاحم گذراست ...الکی خودم رو مشغول گوشی نشون دادم و اینکه مثلا دارم زنگ میزنم...الکی شروع کردم به حرف زدن که مثلا یکی پشت تلفن هست..یکم بعدش رفت...منم یکم خیالم راحت شد و بالاخره تاکسی گیرم اومد و من رو رسوند...منم با خیال راحت داشتم میرفتم سمت خونه..که دیدم سرکوچمون وایساده ..وای نمیدونید زیر دلم یک ان خالی شد...هیچی پدر و مادرم که اصلا شمال نبودن رفته بودن جنوب و زنگ زدن من فقط  نگرانشون میکرد....حالا از شانس گند من دایی و عمو و حالا خاله و زندایی و..هیچکی جواب نمیداد..خلاصه نرفتم اصلا سمت کوچه و تصمیم گرفتم پیش سوپری محلمون که اشنای بابام بود تا حرکت کردم ماشین رو روشن کرد و با سرعت اومد سمتم... از ماشین که پیاده شد اسپری فلفل رو در اوردم زدم تو چشماش دو تا پا داشتم...دو تا پا دیگه قرض گرفتم... همینطوری که داشتم فرار میکردم گفت مهسا گفته تازه کارم باهات شروع شده...  

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

چرا من باور نکردم  

   کاربر   آقا آقا آقا آقا آقا.   اللهم عجل الولیک الفرج  القدس و لنا                                                              فقط به خاطر سریع تر متوجه شدن کاربری که توی تاپیک اش نظر می دم چند بار نوشتم آقا . شاید دوست نداشته باشه یه مرد توی تاپیک اش نظر بده .    هر کسی رو لایک می کنم فقط برای تایید حرف اش هست و اگرنه هیچ منظور دیگه ی ندارم . سوء تفاهم نشه. توجه: من مثل عکس پروفایلم نیستم همه از نظر زیبای ظاهری و هم باطنی واقعیته نه تواضع . 

من تازه فهمیدم رفیق سابقم که سر یه سری چیزا باهام خیلی بد دعوا افتادیم بعد 5 ماه یه ادم معتاد درب و داغون رو فرستاده سراغم همونجا مردم زنگ میزنن پلیس میاد همونجا تند تند از ترس همه چیز رو اعتراف میکرد ..میگفت به خدا من فقط از مهسا پول گرفتم...خصومت شخصی ندارم..قصد کار بدی هم نداشتم ...مهسا گفت فقط بترسونمت...ولی من مطمینم اصلا اینطور نبوده..رفیق سابقم برام برنامه داشته...فقط موندم چطور دلش اومد بعد 11 سال رفاقت و رفت و امد خانوادگی و این همه خاطره....به این حد برسونه داستان رو  ..دیشب هم ادرس خونشون رو از همون طرف پرسیدن و رفتن خونشون و قراره فعلا ببرنش کلانتری ..دیگه نمیدونم قرار چی بشه...فقط الان تو شوکم...و انتظار این یه قلم کار رو نداشتم..

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز