واقعا من این جمله رو با بند بند وجودم درک میکنم
۸ ماهه مزدوج شدم رابطم با خانواده شوهر میشه گفت خوبه
پدر شوهر مادرشوهرم هر وقت میان خونم تا ۲ روز میمونن
منم الان از خونشون بر گشتم صبح رفته بودم اوایل ک میرفتم کلی احترامو تعارف ک نمیزارم بریو این حرفا ولی الان دیگ حس میکنم مثل سابق نیستن و دارن خود واقعیشون نشون میدن
خانما من بی تجربه ام و سنمم زیاد نیست
بیاین راهنماییم کنین دلم میخواد دیگ نرم خونشون..😓 خانوادمم ازم دورن شهر غریب تنهام امروز بعد ی هفته رفتم خونه مادرشوهرم اینا دلم میخواست بمونم خودم اینجا کسیو ندارم تنها جایی ک از اینجا میرم خونه ایناس اونم هفته ای بیار ولی مادرشوهرم ی تعارف سرد زد منم برگشتم! بنظرتون طبیعیه دلم خیلی گرفته؟؟!