احساس میکنم خیلی تنهام خیلییی
این احساس آخر هفته ها فوران میکنه وقتی میبینم آخر هفته همکلاسیام همه با هم بیرونن و من تنها تو خونم
من اخلاقم سرده جوری که همه فکر میکنن مغرورم و خودمو میگیرم ولی واقعا اینجور نیست من یه آدم ساده و یکم خجالتیم
تو فامیل هیچکس همسنم نیست همه یا بزرگترن یا کوچیک تر به خاطر همین تو جمع های فامیلی هم تنهایی تنهام
تو عروسیا همیشه روی میز تنها میشینم چون همه میرن با دوستاشون میرن وسط و باز من میمونم به خاطر همین هر وقت عروسی دعوت میشم عزا میگیرم چون واقعا بهم خوش نمیگذره