#ارسالی_اعضا
سلام عزیزم میشه پیام منو بذارید گروه نیاز به کمک دارم
من ۶ساله عقد کردم و ۳۰ساله هستم و پسر بسیار زیبایی دارم
من خاستگار زیادی داشتم و ولی پدرم اصرار میکرد با پسر عموم ازدواج کنم در ظاهر پسر خوبی بود و در باطن هیولا خانوادگی اینجوری هستند
خلاصه ازدواج کردم باهاش ولی بخاطره اینکه امار خاستگارام داشت و همش گیر میداد تو با فلانی چت کردی با من نکردی کلا همش تو این ۶سال این حرفارو شنیدم
بجز طعنه و تحقیراش اصلا احترام خانوادم نداشته و بعد از عروسیمون پای خانوادمو برید
شهر غریب زندگی میکردیم و از موفقیت های اطرافیان حسادت میکرد همش میگفت اونا زن خوب دارن من زن بدی دارم تو ب مادرت رفتی
و هنوز هم منو تحقیر میکنه که تو با فلانی چت کردی
من شاغلم میگه تو داخل اداره با بقیه مردا اینطوری اونطوری شکاکه من اجازه ندارم تو این شهر غریب با دوست یا همسایه ارتباط داشته باشم همش میگه اینجا گرگن تو ساده ای
خلاصه روز به روز صبر من کمتر میشه نفرت من بیشتر میشه تا چند روز خودکشی کردم ولی زنده موندم و اون اصلا براش مهم نبود
همه میگن طلاق بگیر منم به این نتیجه رسیدم ولی از اتفاقای بغد طلاق میترسم
راهنماییم کنید