مینویسم تا خالی بشم :
چن وقتی با ی پسری آشنا شده بودم همشهری خودم بود اما مجازی آشنا شدیم حدودا ۶ ماه همو ندیدم و بعد ۶ ماه دیت رفتیمو اونقدری برام ذوق داشت ک بالا و پایین میپرید مث بچه ها
من مشکل روحی داشتم و هر دو الی سه روزی یک بار بهش میگفتم بیا کات کنیمو با هزار تا التماس و درخواست از طرف اون رابطه رو تموم میکردم و دوباره خودش میومد و میگف توروخدا تنهام نزار
روحم پر از درد بود و همه چیو رو اون خالی میکردم و تا تونستم دلشو شکوندم
ولی اون ی روز تحملشو از دست داد و دیگه دنبالم نیومد
دیگه مقاومتی نکردن واسه باهم نبودنمون
این بار من برگشتم دنبالش ولی همه چی فرق میکرد و اون آدم سابق نبود تا اینکه امروز