۱۵ سالشه چند روزه راهی بیمارستانا شده سر این قضیه.هیچی نمیخوره معدش خراب شده هرچی میخوره بالا میاره یه هفتس بستریه . مادرش میترسه به پدرش بگه چون تعصبیه .میترسم اخرش فرار کنه.با یه مشت لات و لوت در افتاده میگه باید با اینا رل بزنم ...حالا اونا یه مشت ادم هرشب مست قمه کش معتاد 😫 دختر برادرم عین ماه میمونه هرجا میره از قشنگی همه محوش میشن
افسرده افسرده شده.میخواد بره موهاشو تیغ کنه😭باهیچکی حرف نمیزنه.قبول نمیکنه بره مشاوره.دارم دق میکنم.تروخدا نگید به تو چه و دخالت نکن همه جون منه برادرزادم