دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است
من یه زن عاشقم با کلی رویای دخترونه من بخاطر تو از همه ارزوهای قشنگم گذشتم من به خودم یه جوونی و نوجوونی کردن بدهکارم حالا که میبنم بازم بگردم عقب تورو انتخاب میکنم اما بازم یه عادت های دخترونه دارم هنوزم قوی نشدم وقتایی که دلم میگیره یهو میزنم زیر گریه جایی کم میارم زنگ میزنم به پدرم به تکیه گاهم درد و دل میکنم تو با من چکار کردی که با سن کمم تونستم دوری خانوادمو تحمل کنم؟ من برای اینکه تورو داشته باشم تاوان پس دادم تاوان تنهاییم تاوان درس نخوندنم تاوان سختی کشیدنم هنوزم دارم تاوان داشتنتو پس میدم مرد خوش خنده من
بازم از این تاپیک های بی فایده و خانمان سوز که میان راست و دروغ توش ملت مینویسن و چشم رو هم چشمی میکنن خانوما و جنگ میکنن تو خونه . حالا هرکس هرچقدر داشته باشه یا نداشته باشه . به کسی چه مربوط ، شما هم خودتو با کسی مقایسه نکن یکی داره میخره یکی نداره نمیخره