شوهرم صبح میره ساعت۶ و شب ساعت ۸ و الان چندهفته ساعت ۱۰ شب میرسه خونه کارش آزاده و برگشتنش بستگی ب بازار داره
من خسته شدم مدتیه حوصلم شدید سر میره درحدی ک بغضم میخواد بترکه همش خونم
تو محلمونم هیچی نیست و سوت و کوره نمیشه حتی رفت پیاده روی تا چندماه دیگه ک بار کنیم و میریم ی محله بهتر ک بهم مرکز خرید و پارک نزدیکه ولی تااونموقه دق میکنم😭😭
مدتیه نمیدونم چم شده همس تو خونه غروب به بعد دلم میگیره و حوصلم سر میره و حس خفگی دارم دلم میخواد بزنم بیرون جایی هم ندارم برم خونه اقام میرمم حوصلم سرمیره فقط مامانمه و داداش مجردم اونجا هم همش میرم توگوشی😭😭😭