مادربزرگ من رفته بود پیش دعا نویس بعد گفته بود نوه ات یعنی( خواهر من) وقتی بزرگ بشه بچه دار نمیشه باید دعایی که من میگم بگیرید تا بچه دار بشن و مبلغ خیلی زیادی پول خواسته بود مادربزرگم نداده بود بعد جلوی در به مادربزرگم گفته بود حرف منو یادت نگه دار که نوه ات نازا میشه
خواهرم اونموقع نوزاد بوده 🤣🤣
بعد خواهرم بزرگ شد ازدواج کرد و بچه دار هم شد 🤣🤣🤣🤣