خواهرم دوتا دختر کوچولوشو آورده خونمون از صبح ، رفتن خرید . ۵ سالشونه
اینام عشق شوهرمو دارن ، از صبح دارن باهاش بازی میکنن
خودشو مظلوم میکنه ، بچه ها رو گول میزنه که ترانه اذیتممیکنه ، پولامو میگیره و نمیذاره برم با سیندرلا ازدواج کنم 😐
این دوتا هم اومدن با بغض میگن خاله تو رو خدا بذار عمو با سیندرلا ازدواج کنه ، پولاشو نگیر
دو ساعت منتم کردن ، آخرش مثلا اجازه دادم ، حالا شوهرم برگشته میگه خانومتو رو خدا فامیلاتو جمع کن ،خستم کردن . هی میخوان برام زن بگیرن😑😑 تو رو دارم دیگه ، سیندرلا کیه آخه 😐😐