با اجازه اسی اینجا یه چیزی میگم چون نمیتونم تاپیک بزارم امروز...زنداداشم عصر میخواست جایی بره (دوتا بچه کوچیک داره میدونه من همیشه کمکش میکنم و حتی تا ۴۰ روز بعد از بدنیا اومدن بچه کوچیکش پیشش بودم)بعد به پرستار باباش گفته امروز بیاد پیش بچه ها با وجود اینکه داداشمم خونست کلا جدیدا به من نمیگه برم پیش بچه ها بعد باهاش صحبت کردم گفت اگه میخای تو بیا به اون میگم نیاد در صورتیکه میدونه من اگر جایی بخام برم اصلا نمیگم کمک میخای ولی خب یکم ناراحت شدم که به من نگفته حق دارم؟که ترجیح داده به پرستار باباش بگه بره پیش بچش کلی به عمش نگفته