هرروز حس خوبم نسبت به خودم کمتر میشه ، بدترین اتفاق ممکن اینه ک به دیگران رو بزنی وقت گرفتاریت.
و کسی مقصر نیست جز خودم
هرقدر میخام فراموش کنم و بگم ناچار بودم ولی باز بیفایدس ...
از طرفی از لحاظ شخصیتی هر کاری میکنم نمیتونم خودمو به اونی ک میخام برسونم دلم میخاد وقتی میفهمم طرفم داره دروغ میگه یا داره ادا درمیاره یا فک میکنه من خرم جواب بدم بفهمونمش ک نه من فهمیدم و از اوناش نیستم ولی باز سکوت میکنم
بازم مقصر خودمم
ولی خب چیکار کنم؟ کتاب میخونم پادکست گوش میدم ..میفهمم مشکل از کجاست ولی نمیتونم اجراش کنم
ضعیف نفس، ضعیف اراده هستم .
مردم روزبروز قویتر از دیروزشونن و من روزبروز ضعیفتر میشم.
البته یه بخشیش تقصیر من نیست مشکل از حمایت و محبتیه ک هیچوقت از جانب خانواده نداشتم....و این ترس لعنتی ک بهم القا شده.
وقتی امنیت مالی نداری
امنیت عاطفی نداری
امنیت شغلی نداری
دیگه چجوری محکم باشی.