اویل ازدواجمونم انقد ذوق زندگی داشتم ک از هر چیزی ب درد نخوری یچیز خوشگل درست میکردم دم دری چیزای تزیینی باورتون میشه پدرشوهرم اینا یه موکت قرمز رنگ داشتن انداخته بودن بالا پشت بوم انقد افتاب خورده بود بهش ک شده بود نارنجی من اونا با عشق شستم و انداختم تو آشپزخونم واسه اون موکت رنگ رو رفته ذوق تو دلم بود ....سبزی و میوه میرفتم از دوشنبه بازار میخریدم هفته ب هفته با اینک از مادر شوهرم عین سگ میترسیدم ولی دوشنبه ها خیلی دلچسب بودم میرفتم از تلفن کارتی سر خیابون زنگ میزدم ب مادر دلم براش تنگ میشد...دانشگاه قبول شدم یادم یه مقنعه داشتم با چادر مشکی روی پونصد بار میپوشیدم میرفتم جلو ایینه میگفتم با این پوشش میرم دانشگاه ...ارزومه بود یه کمد دیواری داشتم رخت خوابا را بچینم توش ...انقد دعا میکردم ک خونه مستقل داشته باشیم ..بعدا ک مستقل شدم شوهرم انقد بهم خیانت کرد ک زندگیم تیرو تار شد دانشگاه را نصف نیمه ول کردم ...الان کمد دیواری دارم تو هر سه تا اتاق خواب ولی خونم همیشه ریخته بهم لباسشویی اتو ماتیک دارم ولی حموم پر از لباس چرک ....پول دارم ولی حاله خریدن نون رو ندارم چ برسه ب دوشنبه بازار ...تلفن دارم ولی ماهی یبارم زنگ نمیزنم ب مادرم چرا حاله من خراب شده و خوب نمیشه
عشق یعنی جای نفرین با دعا یادش کنی ....خانه اش آباد دلداری که یارش را فروخت
...اگروسواس فکری دارید اولین تاپیکم رو بخونید زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست /هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود /صحنه پیوسته ب جاست/ خرم آن نغمه که مردم بسپارندبه یاد
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.