خیانتشو فهمیدم قسم خورد و قول داد دیگه اینکارو نکنه به جاهای باریک کشیده التماسم کرد که ولش نکنم خودشو درست میکنه ولی من ذهنم درست نمیشه نمیتونم فراموش کنم نمیتونم بهش اعتماد کنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خب اگه بخشیدی و موندی دیگه فراموش کن چون بیشتر خودتو عذاب میدی لباس خوب بپوش و غذای خوب آماده ...
خیلی دلم میخواد اینجوری باشم ولی چون هیچکیو ندارم باهاش حرف بزنم آنقدر سرریز میشم که به خودش میگم و آخرش هم پشیمون میشم از حرفم ولی حال هردومونو بد میکنم دست خودم نیس