من داغون شدم
۱ هفته از خونه نرفتم بیرون همش گریه میکردم
واقعا خیلی دوران سختی بود
ولی همسرم گفت توکلت به خدا باشه دوباره میریم
خودتو اذیت نکن
تقصیر تو نیست که
منم بعد ۱ هفته خودمو جمع و جور کردم و دوباره شروع کردم به زندگی عادی
امیدم به اون یدونه جنین بود
راستی یادم رفت بگم از من حدودا ۱۱ تا تخمک کشیده بودن ولی به دلیل ضعیف بودن اسپرم ها فقط ۳ تاش جنن شده بود
دوباره توی آذر ماه بعد پریودم امدم تهران برای ویزیت دکتر
ولی این دفعه توی نینی سایت این قدر گشتم دنبال یه دکتر خوب
همه گفته بودن دکتر انصاری پور کارش خوبه
منم ایندفعه با ایشون نوبت گرفتم
رفتم پیشش چه قدر نوبتش شلوغ بود
خودش خیلی کم حرف میزد بیشتر کارارو ۳ تا ماما همراهش انجام میدن
پرنده دید و داروهامو عوض کرد
این دفعه یه جای این که آمپول روغنی پروژسترون بهم بده قرص دوفاستون داد
داروهام و کم تر از دکتر عطایی داد
گفت برو روز ۱ تا ۳ پریودت بیا
منم رفتم و ماه بعدش امدم پیشش
این دفعه دوباره ماماها معینم کردن و دوباره دارو دادن و گفتن هفته دیگه بیا برای ویزیت
دوباره رفتم ویزیت گفت دوباره هفته بعد بیا
ویزیت آخری که رفتم خود دکتر سونو داپلر کرد خودش روز عمل و مشخص کرد فکر کنم روز ۲۱ پریودم بام وقت عمل گذاشت
البته اینم بگم به خودم گفتم اگه این یدونه جنین شد شد نشد میرم بیمارستان یزد پیش دکتر افلاطونی
دکتر گفت میخوا دوباره پانکچرت کنم چون ۱ دونه بیشتر جنین نداری
گفتم نه دکتر
این دفعه آخره میام برای انتقال تهران اگه شد که خدارو شکر اگه نشد دیگه نمیام
دکترم قبول کرد همون یدونه برام انتقال بده