نزدیک به ۸ سال پیش بود که با یه نفر مجازی اشنا شد و بعد یکسال همو دیدن و این دیدارا بیشتر شد پسره هم تقریبا ۱۰ سال ازش بزرگتر بود از همون اولم با قصدو قول ازدواج اومده بود جلو ولی دوست من هیچ تلاشی ندیده بود ازش مدامم تو دردسر میفتاد پسره، خلاصه هی وعده وعده وعده تااینکه این اواخر واقعا حالش بد بود سرد شده بود بی اعتماد شده بود دلش نمیخواست دیگه ببینتش هی وعده میداد و عمل نمیکرد هربارم دوستم قطع میکرد رابطشو با التماس و خواهش برمیگردوند و قول میداد همه چیو درست کنه ولی بازم روز از نو روزی از نو بدون هیچ تغییری تااینکه بالاخره امسال تموم کرد رابطشو پسره هم خیلی راحت قبول کرد من میدیدم چقدر حالش بده چقدر دلتنگه چقدر حس بد داره و با صحبتام تونستم یکم ارومش کنم تازه داشت بعد چند ماه اروم میشد و زندگیش اروم شده بود با یه نفر نامزد کرده بود تا اینکه دوباره سروکله اون اقا پیدا شدو گند زد به هرچی تلاشی که من و دوستم برای بهتر شدن حالش کرده بودیم الان دو دل شده که هیچ درگیر عذاب وجدان شدیدی هم شده میگه اگه اه بکشه زندگیم خراب بشه راستش منم موندم دیگه چیکار کنم چی بگم چون هیچی اونو اروم نمیکنه پیش مشاورم نمیخواد بره (تجربه خوبی از هیچکدوم از مشاوره هایی که گرفته نداشته) بنظر شما من چه کمکی میتونم بهش بکنم؟؟ایا حس عذاب وجدانش طبیعیه یا حتما باید بره پیش روانشناس یا روانپزشک