تو مجردیم خیلی خانوادمو اذیت کردم، گرفتار عشق نوجوانی شدم و اون منو تا لب پرتگاه برد... جلو خانوادم رسوا شدم... خیلی گریه مادرمو دراوردم عصبانیت بابامو...
به هر بهانه منو میکشوند بیرون... و منم فقط 18سالم بود... میگفت فقط روزای جمعه بیا... دختر باز بود با وجودی ک میدیدم فقط با من نیست بازم براش میمردم.... حالا 7ساله ازدواج کردم با ی غریبه و فراموشش کردم.. ولی زندگیم درگیر مسائل مالی هست... امروز خواهرم گفت داری تاوان اون روزا رو پس میدی...
😭😭😭چیکار کنم خدا ببخشتم..
ولی هیچوقت اونو نمیبخشم....
من توله کردم، 7سال پیش.... حتی خوبی هایی کردم در حق پد. مادرم ک جبران اونموقع ها بشه. ـ...
دیگه چیکارکنم....... اگه بچه نداشتم خودمو میکشتم بخداــــــ😭😭😭😔😔😔