شهر کوچیکی هست
همه هم رو میشناسن
خونگرمن یعنی خود گیر نیستن
ولی خب همه جا خوب و بد داره
ما اشناهامون اونجا هستن یک سری هاشون خیلی حرف در میارن پشت سر بقیه
مثلا طرف میاد از دختر خالش که خیلی ام باهاش صمیمیه بد میگه جلوت. من با خودم میگم وای این یعنی پشت سر ما میهواد چی بگه به بقیه......
بستگی داره تو کدوم منطقه اش بری
اکثرا خونه ها شخصی ان اپارتمان خیلی کمه
یک سری از مردمش هم خیلی خوبن
میگم شهر کوچیکه یعنی مثلا ما تو تهران بازار محله مون بریم از هر ده بار ممکنه یکبار یه اشنا ببینیم ولی وقتی میریم اونجا میریم بازار شهر پدرت در میاد انقدر باید سلام علیک کنی و حال و احوال کنی
البته اگر غریبه باشی کلا راحتی از این موضوع
اشناهای ما که تو این زندگی میکنن از بازار شهرشون خرید نمیکنن میگن اینجا یچیز بخری میری تو مهمونی میبینی ۱۰ نفر هم رنگ و هم مدل لباست پوشیدن.
میان تهران فلان پاساز خرید میکنن