پدرمادرم۴۰ میلیون سیسمونی خریدن.بعد میگه وظیفشونه باید میخریدن خب من ناراحت میشم ازاین رفتارش.بش میگم براعید یکی پنجاه ب خواهربرادرم کوچیکترم عیدی بده میگه مگه چیکارکردن برامون🥲میگه اگه به اونا پنجاه دادم به بچه های خواهر برادرامم باید پنجاه بدم آخه اونا هیچکاری براما نکردن تابحال...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اگه قرار بود به ازای کار کردن پولی بدید میشد دستمزد نه عیدی
بهش گفتم:میگن وقتی توی زمستون باد گرم میوزه قراره برف بباره بعدش...یادمه چهار سال پیش که به تازگی باهم آشنا شده بودیم یه شبی باد گرم وزید...قبل از هر چیزی به این فکر کردم که اگه برف سنگین بباره،اگه برقا مثل هر سال قطع شه،اگه نتونم گوشیمو شارژ کنم چه جوری چند روز ازت بی خبر بمونم ؟اصلا چجوری زمانم باید بگذره؟امشب باد گرم میوزه...باز هم اول از هرچیزی یادم اومد اگه برف سنگین بباره و برقا قطع شه و شارژ گوشیم تموم شه ازت بی خبر میمونم...خدا کنه برف نباره یا اگه بارید زود آب شه...💙>>>>>>>بهم گفت: برف بارید میام میبرمت با خودم، کنار هم که هستیم هوا همیشه گرمه،من میدونم عشق من هوای سرد رو دوس نداره ....میریم تو همون کلبه با شیشه های رنگی همونی که وقتی آفتاب میزنه رنگای قرمز و زرد و سبز و آبی میفته روی صورت و تنت...درسته بیرون اون کلبه حتی وقتی آفتاب میزنه همه جا برفیه و هوا سرده اما ما کنار هم هیچوقت سردمون نمیشه...یادته اون شب بهم گفتی عشق هیجانیه و یه حسیه که زود از بین میره ولی دوست داشتن همیشه موندگاره ؟من هرروز و هر ثانیه دوست دارم دختر بهاری من..💙
مقصر خودتی نباید میزاشتی پدر مادرت میخریدن سیسمونی پولمجمع کن دور از چشمش عیدی بده
اگه نمیخریدن همش میگف که نخریدن وفلان.اخه چه زندگیه که بخوام قایمکی عیدی بدم.پدرمادرم ک انقد زحمت کشیدن رو میگه کاری نکردن بعد خواهربرادراش که تابحال هیچی برامون نکردن میخواد به سه تابچه هاشون یکی پنجاه بده خب این زور نیس.حالا پنجاه پولی نیس ولی مگه تاحالا چیکارکردن برامون