نه بخدمن هیچ تقصیری نداشتم چون درستش، کرده بودم چون معذرت خواستم گفتم پشیمونم بهش توضیح دادم قبول کر ...
ببین برادر من بشین براش عزاداری کن گریه کنو... ولی از یه جایی به بعداز فکرت بندازش بیرون .قطعا طول میکشه و کار راحتی نیس. ولی اینجورط که زانوی غم بغل گرفتی و مدام بهش فکر میکنی مغزت داره میترکه. نکن این کارو
و اما عزیزمن،رخصت دیدار نمیدهی؟ (شعروشاعری که بلد نیستم.اما دلتنگ کربلا بودن را.....خوب استادم)
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
حتما دلیلی داشته نخواست بعد از اون بهت توضیح بده؟؟ خدا بهتون ارامش بده
دلل نداشت خودش میدونست باهاش حرف زدم خودش میدونست دلیل موجه نیست چون اصلا کاراش با دلیلش نمیخوند بهش توضیح دادم همرو بهش گفتم کارت بی منطق بود نتونست جوابی بده. بعدهم بعد اون ماجرو کارا شو تکرار بخدا همش جلوی چشممه هرروز فکر میکنم میبینم عذاب میکشم باکاراش میدونست میخواستمش روش حساسم آما بازم انجام داد حتی قایمکی که من نفهمم کارایی کرد واقعا شکسته 💔
تو باید میزاشتی توضیح بده هیچوقت یک طرفه قضاوت نکن
توضیح داد همشو گفت بهت که گفتم همشو شنیدن بعد توضیحش باهاش حرفم زدم دوباره همون کارو کرد دوباره رفت بایارو قایمکی که من نبینم حتتی عکس داد میدونست من حساسم روش آخه قلب من بود عشق من بود 💔
میدونم ولی تو باید بخوای که فراموشش کنی ولی انگار عادت کردی هی خاطرات رو مرور کنی و به خودت عذاب بدی.. ببین میدونم سختوه ولی از روزی ده دقیقه نیم ساعت شروع کن همین که اومد تو فکرت یه فکر دیگه کن یه کاری کن. حواس خودتو پرت کن... این دوران طول میکشه ولی میگذرع
و اما عزیزمن،رخصت دیدار نمیدهی؟ (شعروشاعری که بلد نیستم.اما دلتنگ کربلا بودن را.....خوب استادم)