تنها کسی بود که انقد باهاش صمیمی شدم
راز هامو براش گفتم
هیچوقت عقلم نرسید اون هرچی باشه فقط ی رفیق نیست از فامیل دور خانواده شوهر خواهرم هم بود
خیلی چیزا رو پیشش گفتم💔💔💔
یبار که دعوای شدیدی بینمون شد بعدش آشتی کردیم گفت از پیامات شات گرفته بودم نشون بدم به خانواده شوهر خواهرت🙂
الان بازم با همیم
اما تماااام وجودم استرسه
طوری ک شبا از فکر و خیال خوابم نمیبره ...