2777
2789
عنوان

من خیلیییی تباهم://///

195 بازدید | 12 پست

بچه ها ی پسری بود که من اونو توی اینستا فالوش داشتم و خب ورزشکارم بودد با اکیپ ورزشیم رفیق بود مننمم چون زیاد نمیشناختمش باهاش اوکی نشدمم خلاصه اینکه دوس داشتم باهاش اوکی شم ولی ..

یجا دیدمش گفتم ع فلانی بلند گفتممم://// 

خلاصه اینکه رفیقش از شانس بد من شنید و بهش گفت فک کنم اونم عقب عقب و خیلییی ضایع بهم نگاه کرد بدون هیچ واکنشی:/ من دیگه از اون موقع هیچچچ کاری نکردم اینو به بچه های هم مدرسه ایم گفتم اونا هم سوژه کرده بودن من و با اون:///// 

دیروز دیدمش یهو برگشت دوباره ضایع ی ساعت نگام کرد قشنگ صد و هشتاد درجه چرخید من از ترس نگاش نکردممم:////بچه هااااا با خودش فکر بد نکنه تازه داره ازدواجم میکنه:///خاک تو سررم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اکثر این حسا فقط تو ذهن ما دختراس و پسرا به پشماشونم نیس :/

دیقاا 

ولی میدونی یجوری مشکوک ...نگام میکنه میترسمم

 البته سابقه داشته به بچه ها اینجوری نگاه کرده سلام کرده بهشون😂💔 ولی من اصن نمیتونمم تو چشماش نگاه کنم همش میترسمم ی اتفاقی بیفته یا مثلا بگه تو کی هسی ؟ها ؟

تصورات من خیلییی مسخرس تصور میکننم منو به دیوار بچسبونه بگه ببین پشت من حرف نزن من و میبینی داد نزن😂🤌 به خدااا میترسممم جنایی فک میکنمم چون اتفاقات ترسناک تو زندگیم زیااااد داشتم با ی نفر:///خاطره خوبی ندارم 


خدا نکنه 😂 نه هیچ اهمیتی نداره هیچ اتفاقی نیوفتاده ، ی حرف زدی فقط ، فکرشو نکن

دیقا ولی میدونی من ترس از تخریب شدن ... دارم همش وقتی با ی پسر روبه‌رو میشمم احساس میکنمم دقیقااا اون کسی که باهاش حالم به این روز افتاده قراره اون اتفاقا رو این یکی پسر بیاره سرم میترسمم همش اون اتفاقای ترسناکی که واسم افتاده دوباره تکرار بشه:)به خاطر همین از پسرا همش فرار میکنمم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792