2777
2789

چند وقت پیش پسر عموی شوهرم و خانمش و دو بچه ش و پدر و مادرش شام اومدن خونه ما 

و زن و عروس عموش تو کارا خیلی کمک کردن بهم (گاهی هم سرخود چای میریختن و ب غذام سر میزدن و...) 


گذشت


و مام دیشب رفتیم خونه عموی شوهرم همون عرووسشم اونجا بود و اون دوتا مشغول به کار و پخت غذا و... بودن من نشسته بودم تو پذیرایی کنار شوهرم و عمو و پسر عموش

یهو شوهرم با لحن عحیبی گفت چته گفتم هیچی گفت چرا کمکشون نمیکنی



من چیزی نگفتم ولی خیییییلی حرصم گرفت و میخواستم از لج شوهرم موقع سفره انداختن و جمع کزدن و ضرف شستنم کمک نکنم ولی کمک کردم بخاطر اونا


نظرتون 

تو خانواده مون چهار تا آرزو نام داریم☺️خاله م 🥰من😊خواهرزاده‌ام 😘زن داداشم 😍برای همه جالبه گفتم اینجام بگم شاید برای شمام جالب بود🙃

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خدا رو شکر وقت نهاره همه غذا خوردن ... خب راست گفته

جمله اولتو متوجه نشدم 

تو خانواده مون چهار تا آرزو نام داریم☺️خاله م 🥰من😊خواهرزاده‌ام 😘زن داداشم 😍برای همه جالبه گفتم اینجام بگم شاید برای شمام جالب بود🙃

خوب راست گفته ولی معمولا باید اروم وبااحتیاط وسیاست میگفت شوهرا اینموقعا چون دوسمون دارن اینجوری میگن حتما تویکی از گوشه های اشپزخونه اون دوتا ازت بد میگفتن وشوهرت نخاسته ازت بد بگن من خودم بشخصه وقتی میرم جایی خیلی کمک میکنم چون حس میکنم صابخونه کلافه میشه ونیاز داره یکی کمکش کنه یا توظرف شستن همیشه من حاظرم بلاخره اینهمه زحمت کشیده پخته خستس من ظرف بشورم چیزی کم نمیشه ولی اگ بیان خونم دست رو دست بذارن خوب حرف قشنگی تو دلم نمیزنم بهشون🤭

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز