جهت ثبت خاطرات طرح:)
صبح زود اقای۴۲ساله اومد با تغییرات نوارقلب و دردقفسیه سینه تیپیک قلبی
رضایت به اعزام به مرمزقلب نمیداد واصرار داشت خودش بره
انقد بهش اصرارکردم که خطرناکه اشکم داش درمیومد چشام اشک حلقه زده بود ک اقا بخاطرخودت میگم خطرناکه مریض داشت منواروم میکرد که نکران نباش چیزی نیس🥲😅
به هرحال راضی شد که بره
پرستاروقتی برگشت گفت چرااینو اعزام کردی تومرکز قلب کفتن این مریض ک همش سرش توگوشیه
گقتم من اینجا کوچیکترین تجهیزات وازمایشکاهی ندارم که بخوام مریضوتحت نظر بگیرم نوارقلب مشکوکه به سکته قلبی یاهمونmi ازمن توقع نداشته باشین تومرکزی بدون هیچ تجهیزات مریض قلبی نکه دارم
ولی خب خداروشکر انگار مریض تونوارقلب های بعدی خوب بوده شرایطش