2777
2789
عنوان

رلم منو پیچوند😢

415 بازدید | 4 پست

بچه ها یکی از اقوام رلم فوت شده و حالش خیلی بد بود بعد این همیشه می‌گفت وقتی پیشه توعم به هیچی فک نمیکنمو حالم خوبه

 منم بهش گفتم خب میخای بریم بیرون گفت که نه خیلی کار سرم ریخته و اینا مهمون داریم گفتم باشه الان رله پسر داییش ک رفیقمم هست گفت که اره عصر به من گفتن بیا رفتم باهاشون بیرون 🥲  عجب بابااااا عجب😂

به روش بیار 

بهش گفتم ک چرا امروز نیومدی بیرون گفت که سرم خیلی کار ریخته بود تازع بیکار شدم منم به تیکه گفتم اخه فلانی گفته باهاتون اومدع بیرون گفتم شاید اونموقه بیکار بودین چیزی نگفت یکم بعدش زنگ زد ی دقیقع بیا درع خونه ببینمت برو منم بهونه آوردم که نمیتونم برم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بهش گفتم ک چرا امروز نیومدی بیرون گفت که سرم خیلی کار ریخته بود تازع بیکار شدم منم به تیکه گفتم اخه ...

اینجوری نکن ازت سرد میشه...شاید اون روز رو مود نبوده حوصله نداشته گیر الکی نده اگه دوستش داری

بهش گفتم ک چرا امروز نیومدی بیرون گفت که سرم خیلی کار ریخته بود تازع بیکار شدم منم به تیکه گفتم اخه ...

آفرین خوب گفتی 

شب رفیقه خوبیه ولی زیاد سوال میپرسه🩶او خداوند ناممکن هاست، تو برممکن ها گریه میکنی؟🩵🌈چنان روزی رسان روزی رساند که صد عاقل از آن حیران بماند️🩷😇
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز