من ی دوستی داشتم از دوران راهنمایی میشه گف از هشتم باهم دوست شدیم
اونقدر باهم رفت و آمد کردیم که باعث شد خیلی صمیمی شیم
ولی تو دوران دبیرستان به خاطر رشته های متفاوتمون از هم جدا شدیم ولی من دست بردار نبودم و باهم باز ارتباط داشتیم
تا اینکه وقتی کنکور دادیم اون سال اول قبول شد ولی من یه سال پشت موندم
الان یجورایی میشه گف ار ادا و رفتاراش خیلی تغییر کرده چن تا وست پیدا کرده و منو فراموش کرده
تازه اون زمان که میخاستم باش حرف بزنم تا شاید بهم انگیزه بده من قبول شم و پیشش برم چیزای منفی بم میگف
امسالم که قبول شده بودم بش زنگ زدم و احوالپرسی کردیم نمیدونست من قبول شده بودم ماجرا رو بش توضیح دادم برگشت بم گف اها که اینطور قبول شدی پس
اصلا تراکم نگف
اگ جای من بودین چیکار میکردین
واقعا ناراحت کننده چون اون موقعی که راهنمایی اومده بود از یه شهر دیگ بود
همه نادیده میگرفتن منم دلم به حالش میسوخت به خاطر همین بااش دوس شدم که تنها نباشه
ولی حالا خودش