2777
2789
عنوان

دوست مغرور

174 بازدید | 9 پست

من ی دوستی داشتم از دوران راهنمایی میشه گف از هشتم باهم دوست شدیم

اونقدر باهم رفت و آمد کردیم که باعث شد خیلی صمیمی شیم

ولی تو دوران دبیرستان به خاطر رشته های متفاوتمون از هم جدا شدیم ولی من دست بردار نبودم و باهم باز ارتباط داشتیم

تا اینکه وقتی کنکور دادیم اون سال اول قبول شد ولی من یه سال پشت موندم

الان یجورایی میشه گف ار ادا و رفتاراش خیلی تغییر کرده چن تا وست پیدا کرده و منو فراموش کرده

تازه اون زمان که میخاستم باش حرف بزنم تا شاید بهم انگیزه بده من قبول شم و پیشش برم چیزای منفی بم میگف

امسالم که قبول شده بودم بش زنگ زدم و احوالپرسی کردیم نمی‌دونست من قبول شده بودم ماجرا رو بش توضیح دادم برگشت بم گف اها که اینطور قبول شدی پس

اصلا تراکم نگف

اگ جای من بودین چیکار میکردین

واقعا ناراحت کننده چون اون موقعی که راهنمایی اومده بود از یه شهر دیگ بود

همه نادیده میگرفتن منم دلم به حالش میسوخت به خاطر همین بااش دوس شدم که تنها نباشه

ولی حالا خودش


مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

والاهمه بلاهاروهمین رفیقاسرمون میارن ومابازم اصرار،داریم ب بودنشون توزندگیمون حتی ب قیمت داغون شدن اعصابمون ارزش نداره خاهرمن توام نادیدش بگیراین تنهاراهه

دلم داغ مادر،روشه من مادرموازدست دادمو،ازهمون روز،زندگیم تموم شد انگیزه ندارم دلخوشی ندارم خوشحالی وامیدب آینده ندارم من هیچی ندارم هیچی کاش خدایه نگاب دل من‌میکرد،وب حرمت همون مادرموبرام میذاشت کاش😔😔

انشالا هیچ وقت از این دوستای نامرد وارد زندگیمون نشن خاهر 

شده عزیزم تجربشوداشتم اماسربقیه نمیادایشالله

دلم داغ مادر،روشه من مادرموازدست دادمو،ازهمون روز،زندگیم تموم شد انگیزه ندارم دلخوشی ندارم خوشحالی وامیدب آینده ندارم من هیچی ندارم هیچی کاش خدایه نگاب دل من‌میکرد،وب حرمت همون مادرموبرام میذاشت کاش😔😔

ببین من به یه نتیجه ای رسیدم.ما وقتی در حق دیگران لطف میکنیم نباید انتظار لطف متقابل داشته باشیم و فکر کنیم که باید برامون جبران کنن.تو اون موقع که تنها بود کمکش کردی چون آدم خوبی بودی و اون این جوری رفتار کرد چون شخصیت خوبی نداشت.ببین آدما کلا فراموش کارن و لطف بقیه یادشون نمیمونه.بعضیاشونم مثل دوست شما مغرور و..هستن .برای همین من به شخصه تصمیم گرفتم حتی الامکان لطف هایی که در حق دیگران میکنم رو برای رضای خدا و ثواب و...این جور چیزا انجام بدم چون میدونم خدا فراموش نمیکنه.تازه دانشگاه کلی دوست پیدا میکنی دبگه اسمشم یادت نمیاد😁

امیدوارم خدا جوری تو خوش بختی غرقتون کنه ....که هیج راه نجاتی نداشته باشین😁عاشق رمان های تاریخیم مثل سرابی در مه(که اگه سرچش کنید میتونید رایگان بخونید) و سه جلدی سرگذشت آب و آتش نوشته بهار برادران(میتونید از طاقچه و کتابراه بخرید)
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792