خیلی آدم مهمی هستش.همسر من مهندس عمران و هر وقت پروژه ی کاریشون تموم میشد ، یه مدت بیکار میشد
پدرم به واسطه ی داماد دوستش برای همسرم تو همون حیطهی کاری براش یه کار خوب پیدا کرد که خدا خیرش بده چون داماد دوست پدرمم ،مهندسه و سمت بالایی داره و گفته یه مدت که بگذره و شوهرم خودشو ثابت کنه ، سمت بهتری به همسرم میده
حالا شوهر خواهرم بیکاره و از پدرم خواسته که به واسطه ی داماد دوستش براش کار جور کنه و من اصلا دوست ندارم دوباره پدرم به اونا رو بندازه
به نظرتون کار من خودخواهیه
اینم بگم شوهر خواهرم تحصیلات نداره
همش میگم الان با خودشون این فکر رو میکنن که خانواده ی ما داره ازشون سو استفاده میکنن
به پدرم میخوام بگم که اصلا نگه ، از یه طرف هم عذاب وجدان دارم میگم شاید با این کارم مانع روزیه خواهرم اینا میشم
ممنون میشم نظرتونو بگید