2777
2789
عنوان

ترس از ازدواج

142 بازدید | 10 پست

بچه ها من یکم درونگرام  همیشه ترس داشتم از ازدواج به دلایل مختلفی یکیش رفتن تو یه خانواده جدید 

اینکه هرروز فامیل های اون مادرش خواهرش بخوان بهم زنگ بزنن و‌من باید جواب بدم حرف بزنم اذیتم میکنه یکم 


دلم میخواد ازدواج کنم ولی با خود طرف نه اطرافیانش :(((

یه مورد دیگه حس میکنم نمیتونم همیشه کنار یکی‌باشم چون بعضی وقتا دلم میخواد حتی موهامو‌شونه نکنم و با قیافه داغون تو خونه بچرخم 

ولی توی ازدواج باید همیشه تمیز و‌مرتب باشی تا خدایی نکرده اقایی هوس نکنه بره با یکی دیگه :))

کلا ازدواج خیلی سخته نه؟ 

شما از تجربه هااتون بگید

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

فکر کردم ۱۸ اینایی  چون دغدغت بچگونه بود

بچگونه؟؟؟

کجاش بچگونه اس؟ 

ازدواج یکی از سخت ترین تصمیمات زندگیه 

اتفاقا اگر بچگونه فکر میکردم شاید خیلی واسم راحت تر بود همه چیز 


دلایل من تو چهارتا جمله جا نمیشه  این بخشیش بود  که برمیگرده به درون گرا بودنم  شا ...

عریزم تایپیکاتو خوندم 

دو دوسال میری خونش الان اینا ب فکرت افتاده؟؟؟؟؟

یا طرف با دوست دخترش قبلیش چت کرده این خیلی دلیل مهم تریه تا حرف زدن با مامانش 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792