منو شوهرم فردا صبح زود میخوایم بریم مسافرت منم دنیایی کار ریخته سرم لباسای نشسته و مرتب کردن خونه و جمع کردن وسایل و.... سه روز پیش مادرم گف چهارشنبه ناهار میخام بیام خونت گفتم بیا خوش اومدی گفتم لابد کارام تمام میشه دیدم نشد 😭😭😪
الانم کلی کار دارم بین کار این تاپیکو نوشتم
گفتم اگر مادرم بیاد نمیرسم کارامو تمام کنم
شوهرمن همینجور
زنگ زدم بهش گفتم مامان کلی کار دارم و فلان حلال کن اگر میشه یه وقت دیگ بیا گفت باشه
الان عذاب وجدان گرفتم شما بودید چکار میکردید