یه سری خاطرات هست که آدم خجالت میکشه حتی تو خلوت خودش مرورشون کنه چون از خودش خجالت میکشه. از حماقت زیاد، از خریتِ بیانتها، از اهمیت دادن به آدمای لاابالی...
عاشقی که دیوانه وار دل به یار داده ولی اون بی توجهی یا ناز میکنه.
گیلِ دِتتر👸🏻...(طفلک همش لَنگ نونه این سفره هرچی که داشته برداشته و بَذل کرده میگفت ده سال هر روز راه دوا خونه ها رو تَرک موتور گریه کرده میرفت و میگفت پشت لبخند سه در چهارم قسطِ عقب مونده دارم، ای چِرک رو اسکناسا اَرابه ی ناشناسا پیکان دلتنگ بابابارِ تلنبار مونده از شهر و از یار مونده قربانیجنگبابا🕊)
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
عاشقی که دیوانه وار دل به یار داده ولی اون بی توجهی یا ناز میکنه.
و عشقش فقط براش دردو غم و رنج به ارمغان آورده و سرابه
گیلِ دِتتر👸🏻...(طفلک همش لَنگ نونه این سفره هرچی که داشته برداشته و بَذل کرده میگفت ده سال هر روز راه دوا خونه ها رو تَرک موتور گریه کرده میرفت و میگفت پشت لبخند سه در چهارم قسطِ عقب مونده دارم، ای چِرک رو اسکناسا اَرابه ی ناشناسا پیکان دلتنگ بابابارِ تلنبار مونده از شهر و از یار مونده قربانیجنگبابا🕊)